تبليغاتX
ان كان للوفاء عنوان نحن عنوانه

ان كان للوفاء عنوان نحن عنوانه

 

سال‌ها رفت و دلم در تب و تاب است هنوز

نقش مستورى من نقش بر آب است هنوز

به طرب حمل مکن سرخى رویم که ز هجر

قلب آکنده ز غم دیده پر آب است هنوز

من کجا؟ یار کجا؟ طالع بیدار کجا

من اسیر غم او، بخت به خواب است هنوز

دامنش گیرم اگر لطف خدا یار شود

لیک افسوس که این قصه سراب است هنوز

سخت من طالب دیدار و تو غایب ز نظر

ز آتش هجر تو این قلب کباب است هنوز

همچو یک قطره آبیم به دریاى جهان

زندگى زودگذر، همچو حباب است هنوز

«ناصر» از عشق تو آموخت سخن گفتن را

زین سبب گفته او گوهر ناب است هنوز

 

باشد که فردا نزدیکترین جمعه به ظهورت باشد

+نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین1391ساعت1:21 بعد از ظهرتوسط هادیه صائغ | |

«اللّه» واقعا آرامبخش است»                                

یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند و یا کلمه «الله»را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.

وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله»تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.

به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید: «الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب»

 

+نوشته شده در جمعه 19 اسفند1390ساعت1:4 بعد از ظهرتوسط سودد جزایری | |

نعزي صاحب العصر والزمان وخليفة الرحمن حجة الله في أرضة الإمام المهدي أرواحنا لترب مقدمه الفداء والشيعة الموالين ومحبي أهل البيت عليهم السلام و طلابنا الاعزاء بمناسبة ذكرى وفاة الرسول المصطفى (صلى الله عليه واله وسلم) و استشهادالإمام الرضا المرتضى الراضي بالقدري والقضاءعليه السلام في 17 صفر المظفر عام203 هـ. حيث استشهد عليه السلام مسموماً بفعل السمّ الذي دسّه إليه المأمون العياسي اللعين ندعو الله جميعا لظهور الفرج حتى يملأ الارض قسطا وعدلا بعد ان ملأت ظلما وجورا

يمكنك ان ترى المزيد عن الإمام الرضا (ع)في هذا المقال:

كنيته وألقابه :
أما كنيته ، فهي ككنية جدة أمير المؤمنين علي عليه السلام ( أبو الحسن ) ، ولهذا يعرف الإمام الرضا عليه السلام بأبي الحسن الثاني .
وأما القابه فكثيرة ، أولها وأشهرها : الرضا ، وإنما لقب بهذا اللقب لأنه كان رضا الله في سمائه ، ورضا الرسول صلى الله عليه وآله في أرضه ، ورضا الأئمة من بعده ، بل رضيَ به المخالفون من أعدائه وضده ، كما رضي به الموافقون من أوليائه وجنده ، ولم يكن ذلك لأحد من آبائه عليهم السلام بالنسبة إلى غير أوليائه لأنه عليه السلام رضيه المأمون لولاية عهده في ظاهر الأمر ، وليس الأمر ما ذكره بعض المورخين من أن الرضا لقب أطلقه المامون على عليه عليه السلام ، بل الصحيح أن هذا اللقب منصوص عليه من أجداده عليهم السلام من الرسول صلى الله عليه وآله .

ولادته’ نقش خاتمه’ زهده عليه السلام’ استشهاده ’


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت11:27 قبل از ظهرتوسط هادیه صائغ | |

سلام

با عرض پوزش از دوستان به دلیل اینکه مدتی است مطلبی اپ نکردم کلاس عربی به دلیل امتحانات تا اطلاع ثانوی کنسل می باشد و انشالله یک کلاس امداد در حال برنامه ریزی است که بعد امتحانات برگزار می شود. به امید اینکه همتون نتیجه زحماتی رو که کشیدید بگیرید.

موفق باشید

+نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت10:46 بعد از ظهرتوسط هادیه صائغ | |

جاء محرما بكل أحزانه ليجدد العهد في مصاب سيد شهداء الحسين "عليه سلام"
آبا عبد لله :ـ
ما هي كر بلاء؟
ما هو مصابكم ؟
ما هي سيوفكم ؟
ما هو أصواتكم؟
ما هي ضليمه؟
ما هو ندائكم؟
هل هو كل ما يقال يا ترى أو ما جرى؟
أنا أرى أن ما يقال لا يكفي لان ما جرى كان اكبر من هذا ولا أحد يعرف أن يصف ما حدث بكل دقه لان من كان هناك هو الوحيد الذي يعرف أن مصابكم كانت عظيمة حتى الجبال الشامخة لا تقدر أن تتحمل ما اصبح بكم مثل كارثة من كوارث الأرض يهتز بها عرش ربي وتبكي الملائكة عليكم آني أقول كيف لي أن أفكر بدون أن ابكي وصرخ بأعلى صوتي يا حسين يا حسين أن لروحي تتفطر وقلبي يخشع وعيني تدمع لان روحي تتفطر من الحزن وقلبي يخشع من العبرة وعيني تدمع من المصيبة أنت حبيبي كيف يحرموك من الماء يقتلون أبناءك وما ذنب صغار يا ترى قول لي هل هي ؟؟؟؟
؟؟؟ " " ولكن ماجت الأرض بدمع الثقلين يا ابن رشادي وأنت عمادي وقد تجود ولا تعود من يسار أو يمين هل عرفته من أنا ؟ أنا من قطع يدي عدوي من اجل شربة ماء ولم أعود بسلسبيل من اجل أطفالي عذرا لم أعود بما وعتكم ولكن دمي يفدى إلى دم الحسين يا ترى هل سأرجع بماء سبال أم أعود صدري محمولا بنبال وتكون كل دمع علي ثقل على قاتلي "أنا العباس ويا لضليمه " هل تسمع يا آخي شيعي صوت تكسير ضلوعي في الحبيب قد بقاء الجسم ثلاثا داميا النحر سليب وأخت زينب تبحث عن راس الغريب بين الأضاحي فوق رماحي معلق فهو تريب و أصبحت تبكي وهي تضم صدر ولكن كيف تظم ضلوعك وأنت تريب وكل ما تسقي طفلك ويا أبا شربتن حين يذكر الكف القطيع يا للمصيبة كف الكتيبة دمع المريبة وأنتي الغريبة كيف يكون الآمان يا حجه الله أو متى تبصرها آيه الإنسان.

+نوشته شده در یکشنبه 6 آذر1390ساعت12:3 بعد از ظهرتوسط هادیه صائغ | |

با سلام خدمت همه دوستان 

اردوی عراق که با هدف آشنایی بیشتر دانشجویان با ظرفیت ها و توانایی های کشورمان به مدت 2 هفته برنامه ریزی شده بود به خوبی برگزار شد و دانشجویان نهایت استفاده را از این اردوی سیاحتی و زیارتی بردند.

این سفر از کربلا و زیارت امام حسین و حضرت ابو الفضل شروع شد. ما مهمان عتبه عباسیه بودیم که با پذیرایی خوبی همراه بود. در کربلا همراه با زیارت سید الشهدا بازدید از پروژه های صنعتی و زراعتی در حال احداث یا در حال فعالیت با نام سقا 1 و سقا 2 از برنامه های دیگري بود كه بسيار جالب مي نمود و پیشرفت و فکر اقتصادی در وطن را نشان می داد
.

پروزه ساخت ضریح حضرت ابو الفضل، انبار بزرگ به نام برادر یگانه امام حسین، ساخت کارخانه و پروژه باغ گلها تلاش مهندسان عراقی را به خوبی نشان می داد.

زیارت یک روزه نجف همراه با زیارت مسجد کوفه و سهله همراه بود که جو معنوی بسیار زیبایی داشت .

برنامه روز اخر اقامت در كربلا ديدار با اتحاد دانشجويان اسلامي  و عقیل خزاعی استاندار سابق اين شهر بود. گفتگو با دانشجويان فعال و با نشاطی که گام های اولیه را برای آباد کردن فرهنگی وطن برداشته کرده بودند بسیار دلنشین بود.

بعد ازان مهمان امامین جوادین بودیم که مکان اقامت در داخل حرم در کاظمین بود این اقامت 3 روزه از مهمترین بخش های سفر به حساب می آمد.

دیدار با مقامات سیاسی از جمله  دیدار با اقای جعفري ( رئيس ائتلاف ملي عراق)، اقای شهرستانی(معاون نخست وزیر عراق)، صالح المطلک(معاون نخست و.یر عراق)و اقای حکیم و مطرح کردن مشکلات تحصیلی با شخصیتهای فوق، بازدید از بزرگترین دانشگاه عراق یعنی دانشگاه بغداد و تعامل با دانشجویان،بازدید از موزه ملی عراق، از دیگر فعالیت هایی بود که برگزار شد و بعد از اینکه اقای حکیم از زیارت یک روزه ما از نجف مطلع شد زیارت 2 روزه نجف را به دانشجویان هدیه کرد و ما دوباره به نجف اشرف مشرف شدیم.

اخرین بخش سفر که قسمت سیاحتی تفریحی آن محسوب می شد اقامت در شهر حله و بازدید از شهر باستانی بابل بود.بازدید از این شهر تاریخی تمدن بسیار عمیق مردم بین النهرین و فرهنگ  ریشه دار ان را به خوبی نشان می داد.همچنین بازدید از ویرانه قصرهای با شکوه صدام  درس بزرگی  برای  کسانی است  که قصد عبرت گرفتن از تاریخ را دارند.

+نوشته شده در سه شنبه 3 آبان1390ساعت2:10 بعد از ظهرتوسط هادیه صائغ | |

با عرض سلام خدمت دانشجویان محترم

به اطلاع می رسانیم اردوی عراق دوشنبه اینده مورخ 17 مهر بر قرار می باشد دوستانی که سوال خاصی دارندمی توانند با این جانب و یا اقای بغدادی تماس بگیرند  انشالله که سفر خوبی با هم داشته باشیم.

به امید دیدار

+نوشته شده در یکشنبه 10 مهر1390ساعت4:7 بعد از ظهرتوسط هادیه صائغ | |

فنجان من القهوه



..وقف بروفيسور أمام تلاميذه..
ومعه بعض
الوسائل التعليمية..
وعندما بدأ الدرس ودون أن يتكلم ..
أخرج عبوه ! زجاجيه كبيره فارغة..

وأخذ يملأها (بكرات الجولف )
ثم سأل التلاميذ ..
هل الزجاجة التي في يده مليئة أم فارغة ؟!
فاتفق التلاميذ على أنها مليئة ..
فأخذ صندوقاً صغيرا من الحصى ..
و سكبه داخل الزجاجة ....

ثم رجها بشده حتى تخلخل الحصى ..
في المساحات الفارغة بين كرات الجولف .. ثم سألهم ....؟
إن كانت الزجاجة مليئة ؟
فأتفق التلاميذ مجدداً على أنها كذلك ..

فأخذ بعد ذلك صندوقاً ..
ص غيراً من الرمل ..
و سكبه فوق المحتويات في الزجاجة..
و بالطبع فقد ملأ الرمل باقي الفراغات فيها..
و سأل طلابه مره أخرى..

إن كانت الزجاجة مليئة ؟
فردوا بصوت واحد ..

بأنها كذلك .....
أخرج البروفيس ور بعدها فنجاناً من القهوة..
و سكب كامل محتواه داخل الزجاجة ..
فضحك التلاميذ من فعلته ..
و بعد أن هدأ الضحك ..

شرع البروفيسور في الحديث قائلاً :
الآن أريدكم أن تعرفوا ما هي القصة ..
إن هذه الزجاجة تمثل حياة كل واحد منكم..
وكرات الجولف . . تمثل الأشياء الضرورية في حياتك :

دينك ، قيمك , أخلاقك ، عائلتك , أطفالك ,
صحتك , أصدقائك .
بحيث لو انك فقدت (( كل شيء ))
و بقيت هذه الأشياء فستبقى حياتك ..
مليئة و ثابتة ..


أما الحصى فيمثل الأشياء المهمة في حياتك :
وظيفتك , بيتك , سيارتك ..
وأما الرمل فيمثل بقية الأشياء ..


أو لنقول : الأمور البسيطة و الهامشية..
فلو كنت وضعت الرمل في الزجاجة أولاً ..
فلن يتبقى مكان للحصى أو لكرات الجولف ..
وهذا يسري على حياتك الواقعية كلها ..
فلو صرفت كل وقتك و جهدك على توافه الأمور..

فلن يتبقى مكان للأمور التي تهمك ..
لذا فعليك أن تنتبه جيدا و قبل كل شيء للأشياء الضرورية ..
لحياتك و استقرارك ..
و أحرص على الانتباه لعلاقتك بدينك ..
وتمسكك بقيمك و مبادئك و أخ لاقك ..

أمرح مع عائلتك ، والديك ، أخوتك ، وأطفالك ..
! < b > قدم هديه لشريك حياتك وعبر له عن حبك..
وزر صديقك دائماً وأسأل عنه..
أستقطع بعض الوقت لفحوصاتك الطبية الدورية ..
و ثق دائما بأنه سيكون هناك وقت كافي للأشياء الأخرى .......
ودائماً ..
أهتم بكرات الجولف أولاً ..
فهي الأشياء التي تستحق حقاً الاهتمام ..
حدد أولوياتك ..
فالبقية مجرد >>> رمل ..
وحين انتهى البروفيسور من حديثه..
رفع أحد التلاميذ يده قائلاً:
أنك لم تبين لنا ما تمثله القهوة ؟
(( فابتسم )) البروفيسور وقال :
أنا سعيد لأنك سألت ..
أضفت القهوة فقط لأوضح لكم..
بأنه مهما كانت حياتك مليئة .......
فسيبقى هناك دائماً مساحه..
لفنجان من القهوة !!

+نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت6:2 بعد از ظهرتوسط هادیه صائغ | |


+نوشته شده در سه شنبه 8 شهریور1390ساعت1:46 بعد از ظهرتوسط هادیه صائغ | |

تحدى أحد الملحدين- الذين لا يؤمنون بالله- علماء المسلمين في أحد البلاد، فاختاروا أذكاهم ليرد عليه، وحددوا لذلك موعدا.وفي الموعد المحدد ترقب الجميع وصول العالم، لكنه تأخر. فقال الملحد للحاضرين: لقد هرب عالمكم وخاف، لأنه علم أني سأنتصر عليه، وأثبت لكم أن الكون ليس له إله !وأثناء كلامه حضر العالم المسلم واعتذر عن تأخره، تم قال: وأنا في الطريق إلى هنا، لم أجد قاربا أعبر به النهر، وانتظرت على الشاطئ، وفجأة ظهرت في النهر ألواح من الخشب، وتجمعت مع بعضها بسرعة ونظام حتى أصبحت قاربا، ثم اقترب القارب مني، فركبته وجئت إليكم. فقال الملحد: إن هذا الرجل مجنون، فكيف يتجمح الخشب ويصبح قاربا دون أن يصنعه أحد، وكيف يتحرك بدون وجود من يحركه؟!فتبسم العالم، وقال: فماذا تقول عن نفسك وأنت تقول: إن هذا الكون العظيم الكبير بلا إله؟!

+نوشته شده در شنبه 5 شهریور1390ساعت12:31 بعد از ظهرتوسط سودد جزایری | |